دو نيمه ی حوا

به دو پنج و نيم ساله ام مهديه و مائده که حالا هفت ساله اند

دو پنج و نيم ساله ی من
با چشم سيب جهان را مينگرند

دو پنج و نيم ساله ی من
گردوبنانی که دير قد ميکشند و
زود به گريه می افتند

دو پنج و نيم ساله ی من
دو شمع درگرفته ی گريان
با چار شمعدان فروزان
که گاه بازی شان
قلب مرا برميدارند و
به سوی هم پرتاب ميکنند
و ميخندند
وقلب من ميترکد از درد
وقتی مرا بازی نميدهند

دو پنج و نيم ساله ی من
دو نيمه ی حوا
که سيب دنيا را
هميشه بعد از دو گاز می اندازند   
نویسنده : alireza ghazveh ; ساعت ٧:۳۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ٩ بهمن ،۱۳۸۱